عماد الدين حسن بن علي الطبري

9

كامل بهائى ( فارسي )

فضلا به تواضع و ادب رفتار كردى و همه را مشمول انعام و احسان ساختى . املاك و مستغلّات او به قدرى بود كه در زمان گيخاتو حاصل املاك او از روى دفتر سيصد و شصت تومان ( به پول آن روز تقريبا معادل سيصد ميليون و ششصد هزار دينار طلا ) برآورد كردند . برادرش عطا ملك كه به ضبط بغداد و امور مالى آن مأمور شده بود به اندك زمانى آن ولايت را كه با كشته شدن مستعصم خراب و ويران شده بود آبادان گردانيد و بيش از صد هزار دينار زر سرخ خرج كرد تا نهرى از فرات به مشهد امير المؤمنين عليه السّلام در نجف اشرف روان ساخت . از فرزندان برومند خواجه شمس الدّين صاحب ديوان خواجه بهاء الدّين محمّد و خواجه شرف الدّين هارون بودند . خواجه شرف الدّين هارون در فنون آداب ماهر بود و به فنّ موسيقى علاقه داشت . خواجه صفى الدّين عبد المؤمن ارموى موسيقى دان معروف پيوسته ملازم او بود و « رسالهء شرفيّه » را در موسيقى به نام او تأليف كرده است . خواجه بهاء الدّين به حكم اباقا خان به حكومت اصفهان و توابع منصوب گرديد و از اين جهت در كسب فضايل و انواع دانش به پاى برادرش نرسيد . خواجه بهاء الدّين در اصفهان به سطوت و ابّهت تمام حكومت كرد و چون طبيعت مردم اصفهان را به فتنه و آشوب مايل و مستعدّ ديد در عفو و اغماض را بربست و به كوچكترين گناه ، به قتل مجرمان و عاصيات فرمان مىداد و در امر حكومت و نظم شهر چنان سختگيرى مىكرد كه دكانداران اصفهان شبها دكانهاى خود را نمىبستند و رنود و اوباش و دزدان هرگز مجال رفت و آمد در بازارها و كويهاى شهر را نداشتند و در اين باره حكاياتى نقل كرده‌اند كه دليل بر سطوت او و بيم مردم شهر مخصوصا ارباب فته از اوست . اما با اين همه شرارت مردم اصفهان به قدرى بود كه پس از فوت خواجه بهاء الدّين فتنه‌اى در شهر افتاد و چون عدّهء كشتگان را به شمار آوردند هفتاد تن بيش از عدّه‌اى بود كه خواجه بهاء الدّين در تمام مدت حكومت خود در اصفهان كشته بود . خواجه بهاء الدّين هنوز به سى سالگى نرسيده بود كه بر اثر بيمارى درگذشت و پدرش شمس الدّين صاحب ديوان در سوگ او اين رباعى گفت : فرزند محمّد اى فلك هندويت * بازار زمانه را بها يك مويت تو پشت پدر بودى از آن پشت پدر * خم گشت چو ابروى بتان بىرويت